تبليغاتX
سید علی شهروزی

سید علی شهروزی

اجتماعی و سیاسی

از وبلاگ دوست دانشجویم آقای رضا محمدی

جلسه دومی بود که سر کلاس دکتر شهروزی می رفتیم.دکتر شهروزی برای درسش یک کتابی رو در نظر گرفته بود که از ما خواسته بود ان کتاب را تهیه کنیم.

جالبه از کلاسی که حدود 40 نفر ادم توش بود کسی به خودش زحمت نداده بود که کتاب رو تهیه کنه.وقتی استاد از ما پرسید که کتاب را تهیه کردیم یا نه خیلی جالب بود.یک بهانه هایی داشتیم که خودمان خنده مان گرفته بود.یکی می گفت مگه چنین کتابی هست (جلسه اول استاد کتاب رو اورده بود کلاس).یکی می گفت استاد نمی شه پول کتاب رو بدیم اما نخریم و هزاران بهونه دیگر.

جواب دکتر شهروزی به این موضوع خیلی جالب بود.ایشون فرمودند:اگه قراره شما نق بزنید .من نق بزنم.پس کی باید کار انجام بدهد؟

حرف استاد خیلی جالب بود.

تا حالا دقت کردید همه کارشناس خوبی هستیم اما اصلا بازیکن خوبی نیستیم.عادت کردیم به غر زدن.از کلاس گرفته تا در مورد وضع کشورمان.

اگه قراره همه نق بزنیم پس چه کسی این وضع را می خواهد تغییر بدهد؟اگر حالا که ما دانشجو( یا حتی یک عضو از این مملکت) می خواهیم تنبلی خودمان را توجیه کنیم.چطور می توانیم انتظار پیشرفت داشته باشیم؟

جالبه که همیشه کشورمان را با کشورهای پیشرفته مقایسه می کنیم اما خودمان را با کسی مقایسه نمی کنیم.

یا علی بگیم و از فردا تنبلی ها رو دور بریزیم و دنیای خود رو به شکل دلخواه خودمان در بیاوریم.

                                                                  قدرتمند باشید

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 9:15 PM  توسط سید علی شهروزی  | 

هم گهواره ای های من

دوست نازنینم یوسف علیخانی در مقاله وبلاگش، تادانه، دوست دیگرم ضیائ رشوند را هم گهواره ای خود نامیده است . چون این دو نه همسالند، نه همکارند( یکی روزنامه نگار و دیگری  مهندس است) ونه هم روستا( زادگاه آنها، میلک وهرانک، به اندازه ی دو کشور اروپایی از هم فاصله دارد) ممکن است کسی بپرسد چگونه هم گهواره اند؟

خاستگاه هردودوست الموتی من ،شاهرود است. رودی که آب کوهستانهای البرزمرکزی درداخل دره الموت به آن می ریزد. شاهرود منبع الهام ومنشا فرهنگ تمدنی همه ماست. این رود گهواره تمدن وفرهنگ دیلمی الموتی است. پس بیراه نیست که من نیز آنها را هم گهواره ای خود بدانم ...

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/23ساعت 9:10 PM  توسط سید علی شهروزی  | 

سر عشق

با سلام

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر اتش میسرم که نجوشم

...

باقی دوست

سید علی شهروزی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/09/19ساعت 10:0 PM  توسط سید علی شهروزی  | 

امروز روز دیگری است.

خدا را شکر. امروز روز دیگری است.

...

به ایوان میروم

و انگشتانم را بر پوست کشیده شب میکشم

چراغهای رابطه تاریکند

...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/18ساعت 8:43 PM  توسط سید علی شهروزی  | 

با سلام،

امشب در قزوین باران میاید و من به کودکی ام بر میگردم و کتاب درسی و زنده یاد گلچین گیلانی 

...

باز باران

با ترانه

با گهرهای فراوان

میخورد بر بام خانه

...

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/16ساعت 6:59 PM  توسط سید علی شهروزی  | 

سلامی چو بوی خوش آشنایی

دوستان مجازی و ضمنا حقیقی سلام

وبلاگ دکتر سید علی شهروزی با تم اجتماعی و سیاسی

حضور خود را  به دوستان اعلام می دارد.

تجربیات سیاسی و اجتماعی این جانب در حوزه مسائل

شهری و سیاسی  مرا برآن داشت تا نقطه

نظرات  و اندیشه ها ی خودرا با دوستان و اندیشمندان   در میان بگذارم.

این وبلاگ  نقد علمی را محور کار خویش قرارداده و از هر گونه

نقد غیر منصافانه و غرض ورزانه  خود داری خواهد نمود

در این را ه خواهد کوشید در موضع یک ایرانی وطن پرست و دوستدار

اسلامیت و ایرانیت  ایفای نقش کنم .

نقد اگر به معنای صحیح اتفاق بیفتد 

جامعه را در مسیر ترقی و پیشرفت قرار خواهد داد .

وبلاگ  سید علی شهروزی

در چشم انداز  کاری خود  ایرانی آباد و پیشرفته

را آرزومند است

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/16ساعت 5:43 PM  توسط سید علی شهروزی  |